ورود به مدیریت وبلاگ

در دنیای خیالی کمونیسم، نه جنگی‌ رخ می‌دهد و نه دعوائی!

کمونیسم را بیشتر بشناسیم؛

در دنیای خیالی کمونیسم نه جنگی‌ رخ می‌دهد و نـه دعـوائی، حتی دیگر خبری از دولت، دادگستری، زندان و زندانبانی هم نخواهد بود. چراکه مردم جامعه کمونیستی سر براه، مهربان‌، آرام و خونسرد در کنار هم زندگی می کنند.

بازدید :

زمان تقریبی مطالعه :

تاریخ : سه شنبه 1397/05/09

 کمونیسمجناب سخنگو با چند دقیقه تأخیر به میان خبرنگارها آمد. پس از پاسخگویی به سوالات دو، سه خبرنگار خارجی؛ نوبت به خبرنگاران ایرانی رسید. با اعلام نام اولین خبرنگار ایرانی سر و صداها بالا گرفت. اولین خبرنگار پشت تریبون ایستاد؛ بلندگو را تنظیم  کرد و از جناب سخنگو با اشاره سر و دست اجازه گرفت. سوال او مربوط به شرایط اقتصادی و وضعیت نامساعد بازار بود. جناب سخنگو هم در این حین، با دقت یادداشت برمی‌داشت. او این‌بار هم مثل همیشه از پاسخ دادن طفره رفت. اما در انتها با جمله‌ای کوتاه تیتر اول سایت‌ها و خبرگزاری‌های داخلی و خارجی را به خود اختصاص داد.  
«مردم از دولت حمایت کنند و ارز و طلای خود را به بازار بیاورند.»

همهمه سالن را فراگرفت. انگار اشتباهی رخ داده بود. در واقع جناب سخنگو اشتباها وارد این جلسه پرسش و پاسخ شده بود. شاید سالن مجاور یا سالنی در شهری دیگر یا حتی در کشوری دیگر برای جلسه پرسش و پاسخ با او فراهم شده بود. او به عنوان سخنگو برای دولتی با ایدئولوژی‌های سرمایه داری از مردم جامعه‌ای که در نظام سرمایه داری زندگی می‌کنند؛ درخواستی مبتنی بر ایدئولوژی های مارکسیستی داشت.

مارکس: تاریخ نتیجه کشاکش بورژوازی و پرولتاریا کارل مارکس، فیلسوف آلمانی، در اواخر قرن نوزدهم در راستای قیام علیه سرمایه‌داری غرب مکتبی سیاسی ـ اجتماعی را بنا نهاد. اساس مکتبی که با اندیشه‌های مارکس بنیان نهاده شد؛ تفسیری تاریخی از جوامع براساس مبارزات طبقاتی آن ها ارائه می‌داد و تنها با به رسمیت شناختن دو طبقه، بورژوازی و پرولتاریا، تاریخ را نتیجه کشاکش این دو طبقه تلقی می‌کرد.

کمونیست‌ها گمان می‌کردند با ورود به این مکتب در محیطی گام نهاده‌اند که نه خبری‌ از زمین‌داران خرد و کلان‌ است، نـه فـئودال‌های‌ قدرتمند، نه فرماندهان ظالم، و نه سیاستمداران‌ بی لیاقت.

آنچه از رؤیا کمونیسم در اذهان مردم ساده اندیش قرن نوزده و بیست برای پیوستن به این مکتب پرورانده می‌شد؛ تصویری از بهشتی بود که آرمان کمونیسم وعده تحقق آن را به جوامع بشری داده بود. کمونیست‌ها گمان می‌کردند با ورود به این مکتب در محیطی گام نهاده‌اند که نه خبری‌ از زمین‌داران خرد و کلان‌ است، نـه فـئودال‌های‌ قدرتمند، نه فرماندهان ظالم، و نه سیاستمداران‌ بی لیاقت. در دنیای خیالی کمونیسم نه جنگی‌ رخ می‌دهد و نـه دعـوائی!در دنیای خیالی کمونیسم نه جنگی‌ رخ می‌دهد و نـه دعـوائی، حتی دیگر خبری از دولت، دادگستری، زندان و زندانبانی هم نخواهد بود. چراکه مردم جامعه کمونیستی سر براه، مهربان‌، آرام و خـونسرد در کنار هم زندگی می‌کنند. در مکتب کمونیسم هـمه باید در کار کردن حداکثر تلاش خود را به‌ خرج ‌دهند‌ و آنچه‌ در‌ قدرت و توان دارند برای پیشرفت هدف‌های جامعه کمونیستی بـه کـار گیرند. خصیصه ویژه جامعه کمونیستی قناعت و کم توقعی است؛ آن ها تنها‌ به‌ مقدار احتیاج و نیازشان از فرآورده‌های صـنعتی‌ و کـشاورزی اسـتفاده خواهند کرد و باقی را‌ برای برادران و خواهران‌ و سایر افراد جامعه می‌گذارند.‌

تصویر ذهنی و خیالی از جامعه‌ای که اندیشمندان کمونیست بر اذهان مردم حاکم کردند بر سه محور اصلی استوار بود؛ به عبارت دیگر «کمونیسم» را با سه مشخصه زیر می‌توان از دیگر مکاتب دوره روشنگری تمیز داد:

1- اولین ویژگی کمونیسم را باید محو مالکیت فردی بطور کامل، در تمامی زمینه‌ها از جمله «تولید» و «مصرف» دانست. در واقع کمونیسم طرفدار‌ الغای‌ مالکیت فردی در تمام زمینه‌هاست، این مسلک نه‌تنها منابع تولید اعـم از زمـین، آب، معادن را در ملکیت عموم می‌‌داند، بلکه معتقد‌ است‌؛ خانه‌ها، وسائل زندگی، محصولات کشاورزی و دامی و صنعتی نیز به عموم جامعه تعلق دارند.

در سوسیالیسم ‌هر‌ کس‌ بـاید بـه انـدازه استعدادش کار کند و به هرکس باید‌ به‌ انـدازه کـارش حقوق داده شود. اما در مقابل کمونیسم معتقد است هرکس به اندازه‌ توانایی اش کار می کند و بـه هر کـس هم بـه اندازه احتیاجش درآمد داده می شود.

2-دومین ویژگی؛ از بین بردن رابطه میان «کار» و «درآمد» به نحوی که هرکس‌ به‌ مقدار‌ تـوانائیش بـاید کـار کند، چه کم باشد چه زیاد، اما در هر صورت بـه‌ انـدازه‌ نـیازش باید بهره برد نه به میزان کاری که انجام داده است. به این ترتیب در جامعه کمونیستی رابطه‌ای که سوسیالیسم میان‌ «کار» و «درآمد» برقرار می کند زیر پا گذاشته می‌شود‌. به بیان دیگر؛ در مکتب سوسیالیسم ‌هر‌ کس‌ بـاید بـه انـدازه استعدادش کار کند و به هرکس باید‌ به‌ انـدازه کـارش حقوق داده شود. اما در مقابل کمونیسم معتقد است هرکس به اندازه‌ توانایی اش کار می‌کند و بـه هر کـس هم بـه اندازه احتیاجش درآمد داده می شود.

3- محو دولت سومین خصیصه کمونیسم محسوب می‌شود، که البته باید آن را کارکرد ویژگی اول این مسلک دانست. چراکه اساسا دولت، مولود نظام سرمایه داری و محصول مالکیت‌ فردی است؛ تا از مالکیت طبقه سرمایه‌دار پاسداری کند. بنابراین هنگامی‌ که‌ نظام سرمایه داری و مالکیت فردی آن بطور کامل از میان رفت دیگر نـیازی بـه‌ وجـود‌ دولت‌ برای‌ پاسداری از آن نیست.(1)

در نقد مکتب مارکسیسم و مبانی اش باید در نظر داشت، اصول این مکتب را تنها باید با شناخت و ارزیابی مقطع تاریخی ظهور آن به ورطه نقد کشاند؛ چراکه ظهور و بروز مکتب مارکس زمانی رخ داده است؛ که تضاد شدیدی میان نیروهای تولید، و روابط تولیدی کهن به وجود آمده بود.

همین تضادها بود که یک چنین افکار انقلابی در ذهن اندیشمندانی همچون مارکس و  فردریش انگلس ـاز شکل‌دهندگان مهم به اندیشه مارکسیسم‌ـ پدید آورد و موجب پی‌ریزی اصول مکتبی ضد سرمایه‌داری، به نام مارکسیسم شد.(2) توجه به این نکته زمانی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند که ارزشگذاری‌ها در تـعالیم‌ مـارکس در زمینه مبارزات طبقاتی، مورد بررسی قرار گیرد. در اندیشه‌های مارکس تفاوت میان بورژوا و پرولتاریا، همانند اختلاف میان‌ ظلمت‌ و نـور، بـدی و نـیکی، ظلم و عدل‌‌ است. و این مهم نشان دهنده تاثیرات اجتماعی جامعه سرمایه‌داری بر اندیشه‌های متفکرین این مکتب است.

نه تنها بـین دو اندیشمند این مکتب مثل مارکس و انگلس، اختلاف برداشت‌های قابل‌ توجهی دیده می‌شود، بلکه حتی بین آراء خود مارکس‌‌ در‌ دوران مختلف عمرش، تعارضهایی وجود دارد.

از جمله مهمترین نقدهایی که به مارکسیسم وارد است؛ تعارضات‌ مهمی است که در این مسلک‌ وجود دارد. وجود این تعارضات به اندازه ای فراگیر است؛ که نه تنها بـین دو اندیشمند این مکتب مثل مارکس و انگلس، اختلاف برداشت‌های قابل‌ توجهی دیده می‌شود، بلکه حتی بین آراء خود مارکس‌‌ در‌ دوران مختلف عمرش، تعارضهایی وجود دارد.

البته هیچگاه مارکسیست‌ها صلاح نـمی‌دیدند این تعارضات را به جد مـطرح‌ کنند. باید اذعان داشت که هر جا مارکسیسم موفقیتی به‌دست‌آورده؛ تصویر تازه‌‌ای از مارکسیست بروز کرد‌ه  و در حقیقت این مارکسیسم بود که با این تغییرات از اصـل خود فاصله می‌گرفت و خیلی از اصول اساسی خود را به‌کلی کنار می‌گذاشت.‌

لنینیسم‌ یک تجدید نظر در مارکسیسم بودبرای مثال لنینیسم‌ یک تجدید نظری در مارکسیسم بود. بعدها مائو هم تجدید نظری در‌ لنینیسم‌ کرد‌. همچنین مثلا‌ مطابق نظر انگلس، خانواده از آن جهت که نمونه‌ای از مالکیت‌ خصوصی‌ محسوب می‌شود‌، باید برچیده‌ شود و حتی نباید زندگی خانوادگی به‌ این صورت کـه در خود شوروی وجود داشت‌، تایید‌ شود؛ اما‌ بعد با پی بردن به بی معنا بودن این سیاست متوجه‌ شدند کـه جـامعه با‌ نفی‌ خانواده دوام پیدا نخواهد کرد.

مطابق نظر انگلس، خانواده از آن جهت که نمونه‌ای از مالکیت‌ خصوصی‌ محسوب می‌شود‌، باید برچیده‌ شود و حتی نباید زندگی خانوادگی به‌ این صورت کـه در خود شوروی وجود داشت‌، تایید‌ شود؛ اما‌...


ماتریالیسم فلسفی، اجـازه آرمـان‌گرا بـودن در اخلاق را نمی‌دهدبه همین خاطر خودشان‌ به‌ تحکیم‌ مبانی خانواده اقدام کردند و مبتنی بر آن قانون اساسیشان را تغییر دادند. همچنین می توان از تعارض میان آرمانگرایی اخلاقی و ماتریالیسم فلسفی یاد کرد؛ چراکه ماتریالیسم فلسفی، اجـازه،آرمـان‌گرا بـودن در اخلاق را نمی‌دهد. این درحالی است که گاهی مارکسیست‌ها در سراسر دنیا‌، خودشان‌ را‌ برای ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی فدا می‌کنند. در واقع این تعارض بدین معناست کـه‌ فـلسفه‌ مارکسیسم قادر به‌ توجیه و تبیین رفتار‌ اخلاقی انسان نیست‌ به همین خاطر ماکسیست‌ها باید، فلسفه انسانی خود را از‌ یک‌ منبع هستی شناسانه دیگری‌ اتخاذ کنند. این دوگانگی برای یک مکتب بـه‌منزله،یـک شـکاف در بنیان‌ و اساس‌ آن‌ مکتب است که‌‌ نهایتا‌ حتی موجب فروپاشی آن نیز خواهد شد‌.(3)کمونیسم مکتبی در پیوند با مارکسیسم
لازم به ذکر است کمونیسم به عنوان یک جنبش مکتبی اصولا در پیوند با مارکسیسم قرار دارد. در واقع این دو اصطلاح را میتوان در جای هم بکار برد؛ یا از کمونیسم به عنوان مفهومی از مارکسیسم کاربردی مد نظر داشت؛ به نحوی که مارکسیسم در مرحله نظریه باشد و کمونیسم مرحله اجرا.(4)

 پی نوشت:
1. مکارم شیرازی،ناصر، بهشت خیالی کمونیسم، درسهایی از مکتب اسلام، آبان 1358، سال نوزدهم - شماره 8 (از صفحه 10 تا 12)
2. سبحانی تبریزی، جعفر، محکومیت مارکسیسم توسط خویش، آبان 1358، سال نوزدهم - شماره 8 ( از صفحه 16 تا 18)
3. غلامعلی، حدادعادل، علل فروپاشی مارکسیسم، کیهان فرهنگی، ارديبهشت 1371 - شماره 83 (از صفحه 10 تا 15)
4. هیوود، اندرو. (1387)، کلید واژه ها در سیاست و حقوق عمومی، ترجمه اردشیر ارجمند، تهران امیرکبیر، چاپ دوم1389



جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

Warning: mysqli_connect(): (28000/1045): Access denied for user 'viroreir_mff567g'@'localhost' (using password: YES) in /home/viroreir/vknews.ir/akharin.php on line 11 Failed to connect to MySQL: Access denied for user 'viroreir_mff567g'@'localhost' (using password: YES)